بر خورد مسئولانه با #انتخابات_قلابی همین نشر و تکثیر مانیفست روزبه است
جوانان عزیز و دانشجویان عزیز با تحریم انتخابات مسخره و قلابی رژیم تو دهنی بزرگی به خامنه ای و تمامیت رژیم سر تا پا فساد و جنایت و شقاوت بزنید ، بهای آزادی را بپردازیم و حق و حقوق و شرافتمان و میهنان را از دست این جنایتکاران بی کفایت بگیریم .
با درود و
صمیمانه ترین سلام ها ، در وحدت با درد ها و رنج های شما در غربت خواستم چند سطری
برای شما بنویسیم ، بگذار یک عده بی عمل و خواب زده بگویند که طرف از خارج می گوید
لنگش کن ! بله در همین خارج کسانی هستند نه اینکه به دردهای متحمل شده شما و نان
شب شما و آینده شما، فکری نمی کنند که هیچ ، بلکه خودشان را به رژیم ولایت فقیه
شوم و پلید می فروشند ، و در بغض و کینه کور و کینه شتری زیست می کنند ، بنده
افتخار می کنم در خارج از کشور و از فرسنگ ها راه دور با دردهای شما احساس درد می
کنم و با سعادت و امید شما پیوند ناگسستنی دارم و خواهم داشت تا روزی ایرانی
دمکراتیک و حاکمیت ملی تحقق یابد ، که البته با سرنگونی این امر محقق خواهد شد .
موضوع دیدار خانم
مریم رجوی با سناتور شرافتمند جان مک کین را انتخاب کردم که پیام سیاسی این دیدار
را با شما در میان بگذارم ، در فضای مجازی وقتی این پیام پخش شد ، سوز و گذاز
بسیاری همسویان رژیم و خود رژیم آغاز شد.
از همین سوز و
گذاز میتوان نتیجه گرفت که تغییر دوران آغاز و در فاز سرنگونی رژیم منحوس آخوندی
هستیم ، با افتخار بنویسیم و از امید ملت ایران سخن بگوییم ، تا این امید فراگیر
شود ، سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران با راهگشایی رهبری مسعود
مریم و خون و درد و رنج و فدای نسل مسعود برای آزادی و ایرانی دمکراتیک همه راه ها
را هموار کرده است ، بهای بسیار سنگینی از نیم قرن پیش بی وقفه می پردازند ، کسی
نباید پشت خزعبلات و اتهامات و اراجیف دشمنان آزادی بماند ، دشمنان آزادی با عمامه
یا بدون عمامه چیزی جز منافع حقیر خود در سر ندارند ، اگر سعادت مردم و خوشبختی
مردم ایران را در سر داشتند زیر قبای آخوندهای مفت خور و زالو صفت و خون ریز و بی
کفایت نمی رفتند ، امروز همه چیز بر همگان روشن است ، راه مشخص است ، مسیر مشخص است
، بهای آن همراهی و همبستگی با این مقاومت خونبار است ، یکی از بزگترین افتخارات
تاریخ معاصر این میهن تولد و تاسیس سازمان مجاهدین ایران و رهبری مسعود رجوی است ،
تا امروز هیچ کسی به اندازه مسعود و نسل مسعود برای سعادت این میهن بها نپرداخته
است ، کسی نمی تواند این نسل فدا و صداقت را انکار کند ، مگر اینکه وصل به رژیم
آخوندی باشد ، یا متوهم و در توهمات فردی سیر کند ، پدیده مجاهدین خلق یکتا پدیده
جهانی است ، شک ندارم روزی همه دولت های جهان و روشنفکران جهان به رهبری مسعود و
مریم با افتخار یاد خواهند کرد ، مسعود با هیولایی در افتاد که صلح جهان را بخطر
انداخته است ، مسعود یکتا شخصیتی است که از هیچ کسی بجز از خدا و وجدان خلق و
تاریخ ترس نداشت و ندارد ، تمام تصمیمات مسعود در سرفصل های مهم این میهن در وحدت
تمام عیار با آزادی و سعادت مردم ایران بوده است و اینگونه خواهد بود ، فکر کنم در
همین حد کافی باشد ، بیشتر از این نگذاریم یک مشت آخوند دین فروش کلاش ، جنایتکار
و بی کفایت تحت عنوان انتخابات با سرنوشت ما باز کنند ، شرکت در انتخابات ادامه
جنایت و برده گی و به غارت رفتن و بر باد دادن ایران و آینده بچه ها و کودکان و
نسل آینده است ، راه قیام برای سرنگونی هموار شده است ، رژیم خامنه ای در ضعیف
ترین نقطه خود قرار دارد ، در لبه پرتگاه سقوط است ، از نظر بین الملی منزوی و
بسیار منزوی و در بحران های بزرگ اجتماعی و سیاسی و اقتصادی دست و پا می زند ، فقط
نیاز به ارداه ما ایرانیان دارد که برخیزیم ، آینده خودمان را ملعبه دست یک مشت بی
کفایت و همدست جنایتکاران و خامنه ای نکنیم ، از بام دروغ کبوترسعادت و آزادی و سرافرازی مردم ایران بر
نمی خیزد .
امروز 18 اسفند ماه 1395 برابر با 7 مارس 2017
چشم جهان و ایرانیان به دیدار خانم رجوی از رزمندگان آزادی و هزار زن سرفراز مجاهد خلق در آلبانی روشن شد ! چه افتخار بزرگی
که می توانیم به آن ببالیم ، روز جهانی زن
مبارک و معنای جدیدی بخودش گرفت ، در این
دیدار اوج و اعتلای مقاومتی عظیم و تنها آلترناتیو سازمان یافته و پر پتانسیل و
قدرت معنوی به نمایش جهانیان و مردم ایران گذاشته شد ، این دیدار گرم کننده دلها و
امیدها در وارای همه دردها و محاصره ها و زندانی و شکنجه ها و خون دادن ها برای یک
خلق اسیر است ، و یک میهن زیبا اما اشغال شده توسط گرگ ها و شغالان عمامه بسر ،
خامنه ای نمرد و دید ! چه خوب که دید آنچه که باید و قانونمند باید میدید ! چقدر
توطئه کثیف علیه این نسل فدا ، چقدر محاصر ضد انسانی ، چقدر موشک باران و کارشکنی
برای نابودی این نیروی پیشتاز مجاهد خلق که نکرد ، حالا از کاسه لیسان و چاپلوسان
و مزدوران و شارلاتن ها و هنربندها و فیلم سازان به خدمت گرفته برای نابودی این
نسل که بگذریم ، دست به هر شنائت و جنایت برای نابودی این نسل مجاهد خلق در لیبرتی
زد اما سرش به سنگ خورد ، امروز بواقع برایم عینی تر و ماده شد که این مردم و این
خلق ایران می توانند امید داشته باشند که آینده شان روشن و درخشان است . خمینی
گوبگور شد نابودی مجاهدین را ندید ، و اعتلای امروز را ندید ، فکر می کنم اگر فیلم
و اخبار مربوط به دیدار خانم رجوی را ببیند دق مرگ خواهد شد ، راهی جز فرار از
ایران و یا خودکشی ندارد ، دیر نیست که در خیابان های تهران و دیگر شهرها بشنویم
صدای خلقی که خواهد گفت ، خامنه ای فراری شده سوار گاری شده ، نه شاه توانست نه
خمینی و نه چپ نماها و نه مماشات گران با این رژیم خواهند از پس این نیروی عظیم
ایمان و اراده و تشکیلات روئین تن این مقاومت بر آید ، بعنوان یک ایرانی سر شار از
شعف و احساس شدم ، آری باور بفرمائید ، این جادو و ساحری نیست ، این همان عشق و
حقیقت آزاد کننده ای است که به مبارک باید به این قانومندی تن داد و سرتعظیم فرود
آورد به این مقاومت و به این رهبری و نسل سراسر فدا ، عشق به آزادی و میهن را نمی توان خرید ، بایست
به آن عشق رسید ، بایست فهم کرد ، پدیده ها را خوب شناخت ، روشنفکران آلوده نشده
به فرهنگ ارتجاعی و ضد ایرانی آخوندها ،زنان ، دختران ملت شریف ایران شکوفایی
قرنها از درد و رنج و شکنج برای آزادی و از دست دادن بهترین فرزندان این میهن ،
ژاله و نداها ، ستار بهشتی ها ،محمد مختاری و هزاران هزار جانباختگان و شهدای راه
آزادی در مریم و مسعود مشاهده می کنیم . ما و شما سر افرازیم ، بزرگان تاریخ ما ،بزرگان
تاریخ ایران زمین در مریم رجوی و مسعود رجوی و نسل پیشتاز مجاهد خلق زنده هستند . رشته
کلام را کوتاه می کنم ،در ادامه شما را دعوت به خواندن سخنان پر محتوا و عمیقا
روشنگرانه خانم رجوی ارجاع می دهم :
سخنرانی
مریم رجوی در آلبانی، به مناسبت روز جهانی زن
بهمناسبت روز جهانی زن، یک کنفرانس بینالمللی
در آلبانی تحت عنوان زنان در رهبری سیاسی، با حضور مریم رجوی و شخصیتهای سیاسی و
مبارزان جنبش برابری از کشورهای مختلف جهان برگزار شد.
مریم رجوی در سخنرانی خود در این کنفرانس
گفت: خواهران عزیزم! زنان
سراسر ایران که شیفته و بیقرار آزادی و برابری هستید، زنان شجاعی که در زندانهای
سیاسی مقاومت میکنید، زنان و مردان برابریطلب و آزادیخواه، روز جهانی زن را بههمه
شما تهنیت میگویم و بهدهها هزار زن دلیری که در نبرد با رژیم ولایت فقیه شکنجه
شدند، یا بهشهادت رسیدند، درود میفرستم.
خوشحالم که امسال مراسم روز جهانی زن، با
حضور گروهی از هزار زن پیشتاز اشرفی برگزار میشود که در سالهای گذشته حفاظت از
آنها در برابر حملات رژیم آخوندی، بخشی از کوششها و مبارزات خواهران ما در سراسر
جهان بود. انتقال
امن و سالم مجاهدین از لیبرتی بهخارج عراق، آنهم بهصورت جمعی و سازمانی یک شکست
سنگین برای رژیم ولایتفقیه است. آنها، چنان که با موشکبارانهای وحشیانه نشان
دادند، میخواستند نیروی محوری آلترناتیو رژیم خود را کمرشکن کنند؛ اما شکست
خوردند. بهاین مناسبت میخواهم از مردم و دولت آلبانی بهخاطر ابتکار بزرگشان
قدردانی کنم که آلبانی را بهمثابه الگویی برای آزادی و انسانیت در جهان کنونی
معرفی کردند.
همچنین باید از زنان والا و ارجمند از
سراسر جهان، که شماری از آنها امروز در این جا حضور دارند، بهخاطر یاری و حمایت
ذیقیمت آنها از زنان اشرفی صمیمانه قدردانی کنم. همبستگی با هزار زن پیشتاز اشرفی
در سالهای اخیر، یکی از درخشانترین و کارآمدترین پروژههای زنان و از
افتخارآمیزترین جنبشهای همبستگی در سراسر جهان بود. به همه این خواهران عزیزم در
کارزار همبستگی درود میفرستم. همچنین اینجا از اشرف نشانهایی که در این کارزار
بزرگ نقش کلیدی داشتند قدردانی میکنم. از همه
آنها انتظار دارم کوششهای خود را در حمایت از مبارزه زنان ایران برای برقراری
آزادی و برابری در ایران، گسترش دهند. حضار گرامی! رژیم
ایران، در نظر مردم جهان، با صدور تروریسم و جنگ و بنیادگرایی و تلاش برای ساختن
تسلیحات هستهیی شناخته میشود. در نتیجه دو واقعیت مهم، کمتر مورد توجه قرار
گرفته است: اول این
که این رژیم به موازات صدور تروریسم و بنیادگرایی به كشورهای منطقه، عامل اشاعه زنستیزی
به آنها نیز هست. از اینرو، مهمترین تهدید علیه دستاوردهای زنان در جهان امروز
به شمار میآید. دوم این
که زنان مقاوم ایران، نقش تعیینکنندهیی در مقابله با بنیادگرایان حاکم داشته و
دارند. این واقعیت که در ایران بیشترین سرکوبها متوجه زنان است، کار دفاعی
آخوندها در برابر تهدید موجودیت رژیمشان است. تحمیل حجاب اجباری و تبعیضهای فاحش
علیه زنان در محیطهای آموزشی و شغلی همه برای بهبند کشیدن زنان است وگرنه
آخوندها نمیتوانند حکومت خود را حفظ کنند. و به دست همین زنان و با همت عموم مردم
ایران سرنگون میشوند. در نقطه مقابل، زنان نیز نقش اثرگذار و بالنده خود را در
مبارزه علیه استبداد مذهبی نشان دادهاند. بهعنوان مثال: ـ در صحنه نبرد با پاسداران ـ در مقاومتهای بی نظیر در اتاقهای شکنجه و زندانهای
رژیم ـ در صف اول تظاهرات و قیامها ـ در سازمان دادن اعتراضهای معلمان و کارگران و سایر
اعتراضکنندگان
-در سازمان دادن و رهبری یك جنبش اجتماعی و سیاسی بینالمللی
علیه فاشیسم دینی حاكم بر ایران ـ و همچنین در مسئولیتپذیری فعال در جنبش سازمانیافته
مقاومت ایران. میخواهم
این واقعیت را توضیح بدهم که اگرچه برای دههها، هدف مبارزه زنان و موضوع روز
جهانی زن، رفع نابرابری و خشونت علیه زنان بوده است، اما امروز علاوه بر آن، رسالت
فراتری بر دوش زنان قرار گرفته که نجات جوامع بشری از بنیادگرایی و تروریسم است. در این مورد، اجازه بدهید به یک تجربه خاص جنبش مقاومت
ایران اشاره کنم: در دهه۱۳۷۰۰ که امر رهبری زنان
در سطوح مختلف پیشاروی مقاومت ما قرار گرفت و سازمان کار این مقاومت را تغییر داد،
زنان این جنبش، قدم در راهی گذاشتند که الگوی از پیشآمادهیی برای آن وجود
نداشت. آنها بر آن شدند که هرچه را که نشانی از نابرابری، از نادیده گرفتن زنان و
از موانع مشارکت جمعی دارد، کنار بگذارند و بهجایش مناسبات نوینی برقرار کنند. آنها
به خود و توانمندیهای خود باور كردند و توانستند غول ناباوری که مانع بزرگ آنها
بود را کنار بزنند، خود را از اسارت تفکر و نگاه کالایی رها کنند، به جای كنشپذیری
و مسئولیتگریزی، مسئولیتپذیر شدند، ترس از شكست، و ضعف نشاندادن در مقابل هجوم
سختیها را از خود دور كردند و در روابط میان خود صمیمیت و خواهری برقرار کردند. در دهه ۱۳۸۰۰، براثر اشغال عراق
توسط آمریکا و سپس توسط رژیم ایران، اوضاع دشواری بهوجود آمد. بهدنبال آن، رژیم
ایران بهکمک دولت دستنشانده خود در عراق، اشرف را محاصره کرد و بهجنگ بیرحمانهیی
برای انهدام مجاهدین رو آورد. همزمان استبداد مذهبی با بهرهگیری از سیاست مماشات
دولتهای غربی، با هجوم همهجانبه به این مقاومت قصد نابودی آن را داشت. در این
اوضاع طاقتفرسا، رهبری زنان مجددا بهآزمایش کشیده شد. سوال اصلی این است که آنها
چگونه توانستند این خرق عادت و این تغییر فرهنگ هزاران ساله را بهنحوی انجام دهند
که تداوم پیدا کند؟ واقعیت این است که از ابتدای این تحول، رهبری زنان در جنبش ما،
جا بهجایی مدیریت مردان با مدیریت زنان نبود. حضور
زنان در سطوح مختلف رهبری و مدیریت البته گامی است بهپیش. اما اگر با دگرگونی
اساسی در فرهنگ و در مناسبات زن و مرد همراه نباشد و مادامی که برابری و همبستگی
را برقرار نکند، این دستاورد بازگشتپذیر است. پیام تازه مقاومت ما، درست در همین نقطه است: این که
رهبری زنان وقتی بهصورت یک نهاد پایدار بهبار مینشیند که ضرورتاً با مسئولیتپذیری
مردان مؤمن و معتقد به آرمان برابری همراه باشد. بدون وجود مردانی که آرمان
برابری را پیشاروی خود قرار داده و برای برقراری آن قیام کرده باشند، رهبری زنان
صورت واقعی بهخود نخواهد گرفت. تجربه رهبری زنان در جنبش ما، با نقشآفرینی صفی
از این مردان، از این پیشگامان دنیای تازه، امکانپذیر شد. بنابراین خطاب به شما برادران عزیزم میگویم: راهی که
شما در این سه دهه پیمودید مایه سربلندی است؛ نه فقط برای من و برای ما که برای
مردم ما و برای جهان بشری که تشنه برابری و آزادی است. بله،
این مردان رها روابط جمعی نویی شکل دادند، با شور و اشتیاق، همه جا بهدفاع از
آرمان برابری برخاستند و اثباتگر امر رهبری زنان شدند. آنها ارزشهای تازهیی بر
پایه صدق ورزیدن و از خود گذشتن و دیگران را بر خود اولویت دادن، خلق کردند. آنها
بر نگرش کالایی نسبت به زنان خط بطلان کشیدند و در پرتو همین مناسبات، در صفوف خود
برادری را بهمراتب بیش از گذشته برقرار کردند. پس،
مشارکت برابر زنان در رهبری، فراگردی نیست که بدون رهایی مردان متصور باشد. چگونه
متصور است که نیمی از جامعه قید و بندهای اجبار و بهرهکشی را در هم بشکند؛ در
حالی نیمه دیگر هنوز در اسارت همان تاریکیهاست. تجربه
جنبش ما اثبات کرد که رهبری زنان، از یک سو آنها را در مدار انسانهای مسئول و
برابر قرار میدهد، از سوی دیگر وقتی مردان رهبری زنان را می پذیرند، یک سازوکار
رهاییبخش را ممکن میکنند. برآیند این برابری، تعالی روابط و مناسبات است. یعنی
بر اثر آن، روابط برادرانه و همچنین همبستگی و روابط خواهرانه متحول و نو میشود. یعنی
مناسبات درهر دو سو از قیاس، رقابت منفی و تنگ نظری آزاد میشود. در این صورت هر
کس پیشروی دیگری را نه مانع خود که امکان تازهیی برای پیشروی خویش میبیند. آری،
در جهان رهایی و آزادی، پیشروی زن و مرد نه در تقابل با هم، که لازمه هماند و یکدیگر
را تکمیل میکنند. در
حقیقت مردان این جنبش، پیام رهاییبخشی برای جامعه ایران دارند. این پیام،
فراخوانی است به همه پسران و برادران و پدران ما در جامعه ایران که برای رهایی
مردم ایران، بهدفاع از آزادی و برابری برخیزند. پیام رهاییبخش آنها، همان گمشده
جهان امروز یعنی برادری است. پس رهبری زنان در جنبش مقاومت، نام و نماد یک دگرگونی
است که روابطی بر اساس برابری حقیقی بنا کرده است. تأکید
میکنم که این برابری چیزی نیست که در تساوی حقوقی و سیاسی و فرصتهای مساوی متوقف
شده باشد، بلکه ضرورتاً ارتقای همبستگی انسانی را میطلبد. یعنی زنانی که سرنوشت
خود را بهدست گرفتهاند و همچنین مردانی که با ایمان بهبرابری، شخصیت بارآور،
خلاق و فعال را در خود پرورش دادهاند. این مناسبات تازه که از بسیاری قید و بندها
رها شده، در درون یک جنبش محاصره شده، مولد نیروی عظیمی شد که با آن توانست بهیک
پایداری پرشکوه دست بزند. در نتیجه: شما مجاهدین توانستید در مقابل ۹
حمله و قتلعام و دو بار گروگانگیری، در مقابل ۶۷۷۷ روز شکنجه صوتی و در
مقابل هشت سال محاصره ضدانسانی، پایگاه آزادی و برابری را برای سالهای طولانی
برپا نگاهدارید. در صحنه
بین المللی نیز شما توانستید لیستگذاری مجاهدین در اروپا و آمریکا را که بهدرخواست
آخوندها صورت گرفته بود، یکی پس از دیگری باطل کنید و در بیش از ۲۰دادگاه
حقانیت این مقاومت را به اثبات برسانید. بنابراین،
نتیجهگیری مهم درباره تحولات این سالها این است که استقامت اشرف و لیبرتی بهعنوان
پایگاه آزادی با چنین زنان و مردانی ممکن شد. هم چنین پیشروی این مقاومت را در همه
پهنههای سیاسی، حقوقی و بینالمللی امکانپذیر کرد. و این تجربه درخشانی است از
توانایی شگرف رهبری زنان و یک مناسبات برابر. بله،
این پدیده نو، هزار زن پیشتاز است و نسلی از مردان خواهان رهایی و برابری. بههمین
مناسبت، در اینجا میخواهم به مسعود به خاطر پرورش چنین نسلهایی از زنان و مردان
تبریک بگویم که چنین تحول بزرگی را در تاریخ جنبش ایران و جنبش خلقهای منطقه محقق
کرده است. پس، کسانی که میگویند قرن ۲۱۱
قرن زنان است، درست میگویند. اما باید مفهوم آن را خاطر نشان کرد که رهبری زنان
بهمعنی هدایت روابط انسانی بهسوی برابری حقیقی زن و مرد و بهمیدان آمدن صفی
طولانی از مردان معتقد به آرمان برابری است. آن
مناسباتی که بر نابرابری زن و مرد متکی است، نظامی که زنان را بهحاشیه میراند و
نظامی که امکان مشارکت بخش اعظم مردم در امور کشورشان را از بین میبرد، نتیجهاش
قدرتطلبی بیانتها، استبداد و انحصارطلبی، تصمیمگیریهای پنهانی، اتلاف منابع
کشور و فساد و سرکوب است. راهحل این بحران که در جهان کنونی فراگیر شده، رهبری
زنان است. تاکید
میکنم هرجا که دمکراسی نیست، بدون مشارکت برابر زنان در رهبری نمیتوان بهآن
رسید. در سال ۱۳۹۰ خانم دانیل میتران فقید در پیامی به زنان و مردان اشرفی گفت:
«دوستان عزیز و نازنین اشرفی من، تدارک آینده، به بهای فداکاری شما به دست میآید،
اما تنها این نیست: همه باید الگویی را که شما برای تمام ستمدیدگان ترسیم میکنید
و پیام امیدی که با خونتان خطاب به بشریت مینویسید را همواره مد نظر داشته باشند». خانم
فرانسواز هریتیه مردم شناس معروف فرانسوی نیز سال گذشته، با اشاره بهتجربه زنان
در اشرف و لیبرتی گفت: این تجربه «اگر پاسخ بگیرد الگویی برای كل بشریت خواهد شد.
این بهمثابه پیامی است به زنان که به این واكنش غیر طبیعی كه از كودكی به آنها
تحمیل شده كه بگویند من هیچوقت نخواهم توانست و این در حیطه مردان است تن ندهند.
و باید قبول كنند كه جسورانه دل به دریا بزنند». بله، تمام مسأله این است: جسورانه دل بهدریا زدن. و این
کاری است که اشرفیها کردند. سلام بر
زنان سرفراز اشرفی که جان خود را در این پایداری فدا کردند از صبا و آسیه و نسترن
و مهدیه تا زهره و گیتی و تا آخرین آنها کلثوم و پوران و نیره. آنها پرچمی را در
اهتزاز نگاه داشتند که پیش از این توسط صفی طولانی از زنان قهرمان دیگر حمل شده
است. زنان پیشتاز از اشرف شهیدان، فاطمه امینی، مرضیه اسکویی و اعظم روحی آهنگران
تا نصرت رمضانی، آزاده طبیب، طاهره طلوع، مهین رضایی، نسرین پارسیان، بتول رجایی،
فریده ونایی و صفی از سرداران و شیرزنانی که در مسیر آزادی و رهایی مردم ایران به
خاک و خون غلتیدند.
دوستان عزیز! برای
ایران آزاد فردا، ما بر امر برابری زنان با مردان تأکید داریم و آن را لازمه
سرنگونی استبداد مذهبی و تضمین دمکراسی در ایران فردا میدانیم. برابری در عرصه
حقوقی و قضایی، برابری در خانواده، برابری در فرصتهای اقتصادی و مشارکت فعال و
برابر در رهبری سیاسی. ما برای آزادی و حق انتخاب آزادانه زنان به پا خاستهایم.
از جمله حق انتخاب شغل، حق طلاق و حق انتخاب پوشش. رژیم
حاکم بر ایران، عامل عقب نگهداشتن و به انحطاط کشاندن جامعه ایران و تمام منطقه
است. این رژیم، عامل دین اجباری، منشأ تفرقه افکنی حول مسأله شیعه و سنی و مسبب
رواج سنگسار و قوانین ضدبشری بهبهانه اجرای قوانین اسلام است. از ملتهای
خاورمیانه بپرسید دشمن اصلی حیات و موجودیتتان کیست؟ از مردم سوریه بپرسید چه
رژیمی در کشتار نیم میلیون هموطنان بیپناهتان مددکار اصلی بشار اسد است؟ از
زنان سوری بپرسید چه نیروی شریری است که میلیون میلیون زن سوری را بیخانمان و بیپناه
و آواره کرد؟ چه رژیمی بود که با پاسداران و شبهنظامیان خارجیاش، حلب را بهخاک
و خون کشید و آنهمه کودک معصوم را پرپر کرد؟ و امروز میبینیم که عوامل و
فرستادگان آخوندها حتی درکشورهای بالکان نیز در حال ترویج افکار بنیادگرایانه و
زمینهسازی تروریسماند. همه این
فاجعهها و مصیبتها از استبداد مذهبی حاکم بر ایران جاری شده و میشود. از زنان
ایران که امروز میلیون میلیون در آتش اختناق و انواع اجبارات خردکننده و فقر و
محرومیت میسوزند، تا زنان آواره سوریه و عراق، همه با دشمن واحدی مواجهند. در
نتیجه مبارزه مشترک و هدف مشترکی دارند که بهزیر کشیدن همین رژیم است. آری، تغییر در ایران ـ و امروز من میگویم در تمام
جهان ـ با پیشتازی زنان محقق میشود. و
سرانجام خطابم به شما زنان و مردان آزاده ایران است: آزادی با فداکاری و قیمت دادن
بهدست میآید؛ با جرات و جسارت بر سرکوب و تحقیر شوریدن. با شجاعت و امید مقاومت
کردن و با مبارزه بیامان، هزار اشرف و هزار کانون شورش و نبرد را برپا کردن. آری،
میتوان و باید رژیم ولایت فقیه را سرنگون کرد و میتوان و باید آزادی ایران زمین
را بهدست آورد و یکجمهوری آزاد و برابر برپا کرد. این آزمایش و مسئولیت تکتک
ماست. پس برای آن و برای درانداختن طرحی نو بپاخیزیم
هموطن داخل کشور ، حساسیت شرایط و اوضاع میهن را جدی بگیرید ! آیندگان از ما سوال خواهند کرد ،چه اقدامی کردید ! دیگر شما نمی توانید بگویید ما سالروز تولد کوروش کبیر را گرامی داشتیم ! خواهند گفت چه دردی از من درمان و دعوا کردید ؟ آن موقع از پاسخ مادی دادن در می مانید ، صحنه سیاسی و اجتماعی ایران را به دیدن جنگ گرگ ها و باند های رژیم خلاصه نکنید ، تماشاگر جنگ گرگ ها نشویم ، که نه نان و نه آب می شود ، بفکر نان باشیم که خربزه آب است .به قبل از میلاد چرا برگردیم ، دژخیم پاسدار حسین سلامی و خامنه ای جلاد در حال برنامه ریزی بعد از سرنگونی اسد هستند که چطور می توانند اوضاع را تخت کنترل خودشان بگیرند ، تهدیدات دیروز پاسدار اسلامی در شکست برجام دوباره سانتریفوژها بکار خواهند افتاد به این معنی است که هم به غرب پیام داده باشد که بله ما جام زهر سوریه را خواهیم خورد اما حواستان باشد پشت نظام را خالی کنید ، توافقنامه هسته ای را پاره خواهیم کرد ، حتی حاضرند جنگ دیگری در جای دیگر راه اندازی کنند ، بحران سازی پشت بحران سازی ! مدارس بچه های تو و ما ، بیکاری و فقر و تعطیلی کارخانه ها برای رژیم مهم نیست ، برای هر دو باند رژیم آنچه اهمیت دارد ، سرپا ماندن نظام سراسر فاسد خودشان است ، عربده کشی ها و شعارهای روحانی را هم توجه کردید ، هم به خامنه ای و باندش می زند ، اما آخرش اضافه می کند در این مملکت مقام معظم رهبری مهم است ، این یک بازی با درد و رنج مردم است ، ما خودمان هستیم که بایستی از این دور باطل جنگ گرگ ها و باند بازیهای رژیم بزنیم بیرون ، نقش اپوزیسیون هر دوباند را ایفا کنیم یعنی راه حل سومی برای رهایی و حل مشکلات این مملکت که نان سر سفره مردم و شرافت و آزادی مردم است را ارائه دهیم و به پیش ببریم . کوروش کبیر در درمان درد جانسوز مادر ستار بهشتی ها و جنبش داد خواهی خون شهیدان راه آزادی و سرنگونی این رژیم متبلور می شود ، اگر فردا رژیم خامنه ای هر هر باند تبهکاری از رژیم بیاید طرح بازسازی تخت جمشید و مقبره کوروش بدهد میلیون ها دلار هم حاضر شوند خرج کنند ، آیا دردی از مردم حل خواهد شد ، پاسخ دقیق یک نخیر بزرگ است ، پس راه روشن است ، آنچه مهم است برای نجات ایران یک حاکمیت ملی بدون حضور هیچ یک از عناصر این رژیم است که معنی آن سرنگونی است . نباید خانه را از سقف شروع به ساختن کرد ، اول نان و آزادی و مسکن و کار مردم بعد می توان به فرهنگ و آثار تاریخی و شعر و تئاتر و سینما کنسرت و مجموعه ارزشهای ملی میهنی رسید و آنها را زنده و پویا کرد . خیلی دلم می خواست یک نامه ای به دانشجویان و قشر تحصیل کرده داخل کشورم بنویسم ؛ خیلی دلم میسوزه ، که داریم فرصت از دست می دهیم ، فرصت برای میهن ما برابر با طلا است ، شاید هم بیشتر طلا ارزش دارد ، شرایط ایران و اوضاع کنونی مردم را هر کسی جدی بگیرد اشکهایش در خواهد آمد ، اگر خودش مادر میهن باشد ، آقایان باور کنید ، خیلی ساده است ، فهم اصلاح طلبی دروغین فرمول فیزیک و ریاضی و سیاره شناسی نیست که سخت باشد ، دو دو تا چهار تا است ، تمام موارد بی کفایتی ها و سیاست های غلط و ضد مردمی سی هفت سال و جنایت ها ،نقض حقوق انسان و بشر از اعدام تا اسید پاشی ، از جنگ افروزی تا صدور انقلاب و بنیادگرایی ، از قطع دست یک نیازمند به نان شب خود تا اختلاس و دزدهای کلان از روی حرص و طمع زیاده خواهی ، از قربانی کردن جوانان این مهن در جنگ ضد میهنی هشت ساله با عراق تا کشتار مردم سوریه و یمن ، از بحران سازی های داخلی تا انتقال بحران ها به کشور های منطقه ، از نابودی منابع طبیعی و محیط زیست تا کم آبی و آلوده گی هوا و نابودی صنایع دستی و کشاورزی ایران ، خودتان بنشینید یک لیست از بی کفایتی ها و جنایتها و شقاوتها و فساد هایی که ضربه مهلکی به بافت جامعه ایرانی زده است ردیف کنید ، بعد سعی کنید ریشه یابی کنید حتما به این خواهید رسید که همه موارد ریز و درشت آن محصول بلافصل یک سیستم متحجر بنام ولایت فقیه و مجموعه ای از ضد ارزشهای تحمیلی است . در خواهید یافت که تقصیر مجاهدین خلق ایران نیست ، بخاطر رفتن مجاهدین به عراق نیست ، تقصیر استکبار و آمریکا و اروپا و غرب نیست ! هر ننه قمری که درد دل اصلاح طلبی و بزک کردن این رژیم دارد ، اولین کاری می کند خط سرخ رژیم را محترم می شمارد ،یعنی پاچه مجاهدین خلق ایران را می گیرد ، یا مسعود رجوی را زیر تیغ می برند ! دقیقا همان چیز و همان ارزشی که راه حل و درمان دردهای ماست را زیر تیغ می برند ! زیرا می دانند پرداختن به مشکلات اصلی مردم ، نان و آزادی و کار راه فروریختن نظام می برد ، به لحاظ سیاسی یعنی راه حل ریشه ای مشکلات و بحران های این مملکت فریاد میزند ، رجوی باز گرد از سفر طولانی ، برای همین می ترسند مهار از دستشان برود ، طوفانی برخیزد ، سیلی راه بیفتد که دودمانشان را بر باد دهد . دعوای شروع شده از سی هفت سال پیش بین دو اندیشه بوده است ، بین دو نام یکی منحوس و دجال و عوام فریب بنام خمینی دیگری فرخنده و رهایی بخش بنام رجوی ، برای آغازی نوین جامعه ما باید این بها را بپردازیم ، البته بایسته مبارکی است ، البته بایسته شعف انگیزی است .منتظر کی و چی هستیم ، ما خودمان هستیم که بایست سرنوشت خودمان بدست بگیریم ، آن دوران گذشت که بلوک شرق و بلوک غرب هر کدام برای خودشان رهبری برای مردم کشورها انتخاب می کردند ، شما اگر به لیبی و سوریه و عراق نگاه کنید ، ما باید کلاه مان را بیندازیم آسمان و سر از پا نشناسیم از نعمت و گنجینه ای که داریم ، ملت با سعادت هستیم ، ملت آینده داری هستیم ، ملت سربلندی هستیم ، زیرا رجوی و نسل او را داریم ، سازمان مجاهدین خلق و شورا ملی مقاومت را داریم ، که کم سرمایه ای نیست ، اگر کسی بتواند پیچیده گی تاریخ و ساختن تاریخ یک کشور نوین را درک کنند بخدا حاضر است ، جارو کش ستاد های مجاهد خلق باشد ، بدون اغراق اگر این مملکت همچون مصدق کبیر عشق می ورزیم که عشق به مادر است ، متوجه خواهیم شد عنصر تعیین کنند همین نیروی پیشتاز از که نه یک روز نه یک سال ونه ده سال عشق خودش را تمام عیار با گذشتن از همه چیزش در هجده هزار و دویست پنجاه روز و بیشمار ساعات خودش را صرف آزادی و قد برافراشتن مردم و میهن ما کرده است ، هر حرکتی و هر پنداری و هر کرداری را باید ریخت توی قالب دستگاه ارزشی خودش تا ببینید محصول آن چیست ، گیر نکنید پشت ایرادهای بنی اسراییلی و صد من یک غاز رژیم نسبت به مجاهدین ، به امید روزی که به خویشتن خویش باز گردیم ، نقطه پایان به بازی با سرنوشت مردم خودمان بگذاریم .
کابوس این سرتشک نظام پاسدار سلامی آمریکا و غرب و
ناوگانهای آمریکایی ، فرانسوی ، انگلیسی در خلیج فارس نیست ، اگر این بود ، دست های
این پاسدار نمی لرزید ، می لرزه چون تناقض درونی دارد .
هر چند حرافی و هارت و
پورت زیاد می کند ، این وحشت از بیداری شما و پیوستن به مجاهدین خلق ایران است ،
شاید شما ازداخل نتوانید به این دژخیم پاسدار بی سر و پا بگویید ، اینکه این همه
جنگلی از موشک ها دارید ، در سوله ها و تونل ها موشک آماده شلیک دارید ، اس 300 دیگه
مهم نیست داشتن یا نداشتن آن ، آماده شلیک به هر هدف هستید ،پس این همه وحشت برای چیست؟، اول بیایید یک مقدار کمی
تواضع داشته باشید ، یک ماه اعدام نکنید ، یکی دوماه فیس بوک را آزاد بگذارید ،
یکی دوماه لباس شخصی ها رو مرخص کنید ، دانشجو ها رو آزاد بگذارید ، خب رژیم تا
دندان مسلح پس چرا وحشت از اعتراض یک دانشجو یا وصل شدن یک دانشجو به مجاهدین خلق
ایران دارد ؟
ما موشک سوم خرداد
نداریم ، اما حماسه چهار خرداد داریم ، ما موشک طبس نداریم ، اما یک رهبری پرقدرت
داریم که اهل و متولد طبس است بنام مسعود رجوی که از نام او وحشت به سرتا پای شما
می افتد ، ما موشک اس سیصد نیاز نداریم ما نام مجاهد خلق و آرمان مسعود را داریم
کافی است ،در هر جایی دیدید دشمن ضعف نشان می دهد ، همان نقطه قوت شماست و اینها
خودشان می دانند که این بیت پوشالی را نمی توان با موشک سر پا نگه داشت ، منتها
راهی جز ترویج این هارت و پورت ندارند، با همین دانشجویان و جوانان بیدار و آگاه
ایران و با نام مسعود و مریم رجوی رژیم خامنه ای سرنگون می شود ، نه با حمله خارجی
و جنگ خارجی ، قصد دیگری دارند از ابراز این هارت و پورت ایجاد یک چنگ و تولید یک
دشمن خارجی تا بتوانند چند مدتی دیگر حکومت کنند .
ترس و وحشت رژیم و شما
پاسداران با موشک طبس و سه خرداد و اس 300 بر طرف نمی شود ،و شما را از سرنگونی می تواند نجات نمیدهد ، ، یک
جوانان با یک رنگ اسپری تمام دستگاه شما را می تواند بهم بریزد ، و یک موشک است ،
با این مصاحبه های اقتدار گرایانه رد گم نکنید ، داستان
تمام هارت و پورت هایی
این عنصر پلید راز در بیداری و پیوستن شما جوانان به مجاهدین خلق را دارد ، و این مصرف داخلی دارد مصرف داخلی دارد برای روحیه دادن به نیروی های وارفته شان است،
اصلا بحث حمله خارجی نیست و هیچ موقع این تهدید نبوده ، این ها همه برای کنترل
اوضاع و نارضایتی های مردم است ، این ها از خشم مردم می ترسند ، اینها از نام رجوی
و آرمان رجوی می ترسند ، اگر به غیر از این بود دستگیری فعالان فیس بوکی معنی
نداشت ، اعدام معنی نداشت ، سانسور معنی نداشت ، جنگ گرگ ها و باندهای رژیم معنی
نداشت ، خوردن جام زهر قطعنامه 598 معنی نداشت ، خوردن جام زهر اتمی معنی نداشت ،
این اوضاع بهم ریخته در مجلس معنی نداشت ، پت پت کردن خامنه ای در مقابل نام نویسی
عنتری نژاد معنی نداشت ، هک کردن و بستن تلگرام مادر ریحانه جباری معنی نداشت ،
ادا و اطوار های شیخ فریدون معنی نداشت ،
پیوستن به مجاهدین خلق و
وصل شدن به مجاهدین و نام رجوی موشک های شما خلق ایران و ملت ایران است ، جز این هیچ
چیز دیگری رژیم را به وحشت نمی اندازد . انشاء نمی نویسم ، واقع امر همین است .
اگر کسی نظری دیگری دارند یا برداشت دیگری برام در بنویسد بصورت کامنت
.
که
صنعت گردشگری یکی از راههای توسعه کشور است، گفت: این صنعت میتواند یکی از راههای
نزدیک برای اشتغال زایی جوانان ما باشد.
و اضافه می کند
که گردشگر به کشوری می رود که تحمل فرهنگی
بالا و اخلاق داشته باشد ، برای توسعه مناسب و شغل زا برای جوانان است !!!. در این
نظام فرسوده و پوسیده قرون وسطایی از روز نخست عادت و رسم بوده و هست که کیلویی
حرف بزنند ، چه ظلمهایی که اینها به ابزار صدا و تصویر و کلمات این ها نکردند !
وقتی بنشینید مسئولانه فکر کنید سرتان سود می کشد ، و حالت تهوع و انزجار روح شما
را قبضه می کند ، من در ماندم از اینکه به چه زبانی به چاپلوسان و بادنجان دور
بشقاب چین این نظام ضد زیبایی ، ضد تاریخ ، ضد گردش و ضد تنوع فرهنگی بگویم که بس کنید بر طبل
روحانی و اصلاح طلبی دورغین در نظام نکوبید ، به این جنایتکار باید گفت این تحمل
فرهنگی بالا را مردم ما از قدیم ایام داشته اند ؛ شما ها که از روز نخست که سوار بر قدرت شدید ، همه آثار تاریخی با ظلم
های بدون رعایت هیچ گونه مرزی روبه نابودی هستند و بردید ، شما چرا یک سر به تخت جمشید نمی زنید ، به زاینده رود که از
زیر سی سه پل اصفهان می گذارد نمی روید ! مردم ایران دارای پتانسیل بالای فرهنگی
هستند ، آن که مانع این گردشگری بود از
روز نخست اندیشه ارتجاعی شما نسبت به آثار تاریخی و جشن ها و سنت های تاریخی مردم
ایران است ، شما چه بامبولی برای اجرای یک
جشن ملی از خودتان در می آورید ، پس حساب مردم را از این جدا کنید ، صدرصد به خامنه
ای طلسم شکسته گوشزد می کند ، خب شما باید بدانید برای آماده سازی پذیرش جهان گرد
؛ قبل از هر چیز باید حق و حقوق شهروندان جهان را برسمیت بشانسید ، و قبل از آن حق و حقوق شهروند ایرانی را احترام بگذارید ، فکر
می کنم و یقیین دارم که شما معنی حرف خودتان را نمی فهمید ، شما اگر می خواهید
توریست و گردشگر بخاطر با شلوار لی و لباس های تنگ و زیبا راحت به ایران سفر کنند
، اول باید زنان ایرانی حق پوشش داشته باشند ، اسید بروی زنان نپاشید ، به موی
زنان گیر ندهید ، به جوانان احترام بگذارید ، یک جوان حق گرفتن دست دوست دخترش را
در خیابان داشته باشد ، همسر و نامزد حق دارند همدیگر هر جایی این احساس عشق و
ستایس عشق و دوستی فرمان داد ببوسند ، برای توریست شرع ضد انسانی معنی ندارد ، چون
مثل شما فکر نمی کنند ، یا فکر می کنید گردشگران
را توی گونی یا چادر ، بمحض ورود به فرودگاه باید کرد! ، حرف شما و همه سران این
نظام کشک و تو خالی فریب است ، حتی یک درصد هم شما از خامنه ای و نظام فاشیستی
دینی و شرع ضد انسانی فاصله می گرفتید ، این حرف ها رو نمی زدید ، چون اصل و مبنای
این نظام ارتجاعی است ، برای پوسته شکنی این نظام به اجبار باید خامنه ای و اصل
ولایت فقیه را فرستاد به کونچین چین ، سپاه ضد مردمی منحل یا در درون پادگانها ها
، لباس شخصی ممنوع ، بسیجی منحل ، برای همین حرف از سرنگونی می زنیم ، بحث قدرت و
اشخاص نیست ، بحث کشور داری و مدیریت یک کشور باز و آزاد با ماهیت این نظام در
تناقض و تضاد است .
دانشجویان و
استاتید و فرهنگیان این کشور وظیفه دارند که سران این رژیم را در رابطه با هر موضوعی که حرفی از آن به میان می آورند به چالش بکشند ، عدالت اجتماعی ، حق
کار ، امنیت ، سلامتی و بهداشت ، محیط زیست ، آثار تاریخی ، توریسم ، فقر بیکاری ،
اعتیاد ، واردات ، صادرات ، بحث ارزشها و سیاست ها سیتماتیک با ماهیت نظام در ارتباط است ، برای همین سرنگونی یک ضرورت تاریخی است ، عواملی هستند که کمک کردند که این رژیم تا امروز روی پا بماند ، بیشتر آن عوامل داخلی است که خارجی ، ایرانی است که باید سطح در خواست های اش را از دولت خودش بالا ببرد ، یاد حرفی از دکتر مصدق که در جایی خواندم افتادم ، دولت گارگر است و باید کارگر باشد ، کارفرما ملت و خواسته های ملت و آرمان های ملت است . دولت به ازای حقوقی یا اعتباری که دریافت می کند ، باید در خدمت شهروندان آن باشد نه بلعکس ، در این رژیم پوسیده ولایت همشیه برعکس بوده ، جنگ ضد میهنی در خدمت امیال و غرایز وحشی بنیادگرایی خمینی ، دخالت در مسئله فلسطن و سوریه و عراق در خدمت ارتجاع و امیال و غرایز ارتجاعی خامنه ای و چندین راس سران بیسواد ، لمپن ، و جلاد و شکنجه گر و دزد و ریا کار . این محصول مستقیم نمایندگی شخص ولی فقیه در همه نهادهای کشوری است .